شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

157

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و اگر چه از نكوهيده صورتى ، زيرا كه حق در نفس خود عظيم المنزلة است ، و حق‌گو بزرگست به بزرگى آن « 259 » . 11 ، 333 - و گفت : كسى كه ترا دوست دارد ؛ به او متوجه باش ، و التفات كن ، و بىبهره مگذار او را [ از ] فضايل و احسان خود . 11 ، 334 - و گفت : غنا چيزيست كه نگاه مىدارد صاحب خود را از خوارى ، و اين چنين غنا بهترست از مالى كه بر سبيل منت به مستحق دهند « 260 » . 11 ، 335 - و گفت : كسى كه مشغول باشد به نفس خود ، عاقبت كار رشد مىيابد ، و به جائى مىرسد از كمالات . 11 ، 336 - و گفت او را يكى از شاگردان كه ما هرگز اثر حزن در تو نمىبينيم ؟ ! گفت : از براى آنكه من مالك چيزى نيستم كه اگر فوت شود مرا در الم اندازد ، و كوتهى « 261 » كه در آنجا مىباشم اگر شكسته گردد [ و ] از هم ريزد ، مكان ديگر بسيار است . 11 ، 337 - و گفت : مردى را : گريز « 262 » از جنگ فضيحت است . آن شخص گفت : مرگ بدتر است از فضيحت . سقراط [ گفت ] زندگى بهتر است از مرگ اگر در آن كسب فضايل و تهذيب نفس و دورى از معصيت ميسر گردد ؛ [ 46 - الف ] و اگر نجات از مرگ به زندگانى نا « 263 » ستوده باشد ، مرگ بهتر است و فاضلتر . 11 ، 338 - و گفت زن خود را وقتى كه از زندان برآوردند تا بكشند

--> ( 259 ) - د : بزرگى او . ( 260 ) - د : + و مناسب اين معنى است آنچه املح المتكلمين شيخ سعدى شيرازى فرموده : گر غنى زر به دامن افشاند * تا نظر در ثواب او نكنى كز بزرگان شنيده‌ام بسيار * صبر درويش به ز بذل غنى ( 261 ) - متن 1 : 163 : و ان انكسر الجب لم ينكسر المكان ( گويا در ترجمه : كوزه ) ، د : و كوهى . ( 262 ) - د : مردى كه گريزد از . ( 263 ) - اساس و س : « نا » ندارد .